محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
749
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر حرب مختار با عبيد الله بن زياد آن گاه كه مروان عبيد الله بن زياد را سپاهسالار كرده بود و او را به حرب سليمان صرد فرستاده و گفته كه به عراق رو و كوفه را سه روز غارت كن كه كوفيان دشمن به حرب ما مىكشند . چون مروان بمرد ، عبيد الله درماند ، ندانست كه چه كند . چون عبد الملك بن مروان بنشست بر همان قرار كه پدرش گفته بود نامه كرد به عبيد الله بن زياد . عبيد الله با سليمان حرب كرد و سليمان را بكشت و لشكرش را هزيمت كرد . پس عبد الملك پنجاه هزار مرد بفرستاد به عبيد الله ، و او خواست كه به جانب موصل به درآيد و به عراق رود . آن بقعه و جزيره مردمانى داشتند كه عرب عيلان خواندند ، و ايشان در بيعت عبد الله بن زبير بودند ، و راه عبيد الله بن زياد گرفته بودند . يك سال بماند ، خبر مختار شنيد و احوال وى كه عراق گرفته بود . مختار يزيد بن انس را بخواند و گفت : سپاه برگير و به موصل شو و با عبيد الله زياد حرب كن . و اين يزيد بن انس بيمار بود و از جملهء مبارزان بود ، گفت : اگر چه رنجورم و ليكن سه هزار مرد بده چنان كه من بگزينم . مختار گفت : آن جايگاه سپاه بسيار است ، و سه هزار مرد به دو سپرد ، گفت : مرا اين تمام است ، اگر بايد بخواهم ،